این قصیده را در دهۀ هفتاد، تا مدتها در مجالس می خواندم؛ در آن زمان، شعر بهتری نمی یافتم؛ الان هم می بینم با وجود اشعار بسیاری که توسط شاعران فعلی سروده شده، این شعر، بهترین است؛ اگرچه ملمع است.الحمدلله الذی خلق السموات العُلیاوحی الی من لاح من آیاته نورالهُدیآن درّ بحر کن فکان خوانده یتیمش آسماننابوده مثلش در جهان دُرّ یتیمی پر بهاشمع شبستان فلک سرو گلستان ملکمردود راهش قد هَلَک مقبول رایش قدنجابیت المقدّس کوی او محراب خضر ابروی اووز ظلمت گیسوی او طالع شده بدر الدّجیزو کاخ بدعت منهدم صبح رسالت مبتسمشمشاد قدّ فاستقم خورشید روی و الضّحیآدم دم از گل نازده کو کوس ما اوحی زدهبر اوج او ادنی زده منجوق رایات دنیفرّاش قصرش قیصران نعلین او تاج سراندر جنب او پیغمبران چون پیش خور جرم سُهاتاج لعمرک بر سرش تشریف طه در برشبگرفته جوش لشکرش از حدّ الا تابلاگل شسته بارویش ورق خون خورده از مهرش شفقبحر از دل او در عرق ابراز کف او در حیادُرّ سیادت را صدف عرش مجیدش در کنفهم کعبه از وی با شرف هم مروه از وی با صفااو مرغ و گلشن لامکان او گنج و ویران کن فکاناو شمع و پرتو انس و جان او شمس و انجم انبیاخود راز خود پرداخته بر هفت میدان تاختهچشم فلک را ساخته نعل براقش توتیاروح القدس جاندار او خلد برین رخسار اوکوثر بر گفتار او یکسو نهاده ماجراقرص قمر بشکافته زو طیبه طیبت یافتهو آن کز خطش سر تافته گشته سرش از تن جداناموس اکبر محرمش و انفاس عیسی در دمشبرتر ز هفتم طارمش از فرط رفعت متکّامهر از جبینش برده ضو نعل براقش ماه نوکرّوبیان را پیشرو روحانیون را پیشواو الشمس وصف روی او و اللیل نعت موی اووز خلق عنبر بوی او پر مشک چین جیب هواهر صبحدم کاندر چمن گردد چو زلف یار منگیسوی ریحان پرشکن از جنبش باد صبابشنو ز مرغ مجمع ستايشگران حریم ولايت ...
ما را در سایت مجمع ستايشگران حریم ولايت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 17 مرداد 1403 ساعت: 22:17